گروهی از پژوهشگران دانش زیست
شناسی، شواهد مولکولی تازه ای در پشتیبانی از یکی از بخش های کلیدی تئوری تکامل _ که
نخستین بار داروینمدل نسبتا کاملی از آن را
بیان داشت_ بدست آورده اند. سرگروه این پروژه، پروفسور لیتگو می گوید: پیشرفت هایی
که شورای پژوهشی دانشمندان زیست شناسی استرالیایی بدان دست یافته اند و به تازگی بیان
شده ، یک الگوی بنیادی و پایه برای درک "تئوری تکامل" بر مبنای مولکولی را
پایه گذاری کرده است. پروفسور لیتگو همچنین بیان داشت: بدن تمام جاندارن از سلول هایی
تشکیل شده که پایه واساس آن ها را توالی های مولکولی زیستی تشکیل می دهد. برخی از منتقدان
نظریه تکامل ، ابراز می دارند که چنین پیچیدگی
وسیعی در میان مولکول های زیستی نمی تواند حاصل تکامل باشد. ولی ...
.
...تحقیقات ما نشان می دهد که این فرایند
ها اگر چه بسیار پیچیده هستند، از نتایج تکامل حاصل شده اند. برپایه این بررسی ها،
نمونه کاری دکتر لیتگو و همکارانش که یک نمونه بسیار کامل از نظریه ژآکوبب است ، به
خوبی نشان می دهد که برپایه تئوری تکامل داروین، چگونه این ماشین های مولکولی با توالی
های بسیار پیچیده به وجود آمده اند.
اما اگر تکاملی در کار است,پس چرا بافت کلیوی انسان و ماهی و غورباقه(برای مثال) با هم متفاوت است ؟ اگر تکاملی در کار باشد باید حتی دسگاه گوارش هم که در میان موجودات زنده تفاوت دارد حداقل شبیه می بود.
2. نویسنده دکتر اکبرپور on 30-12-2009 21:37 - میهمان
جالبه.
درود. روزبه جان، 1- این مطلب، یک خبر علمی است. باید بطور علمی درباره اش صحبت کرد
2- ای کاش فرصت بود و بطور کامل می نشستیم قضیه رو با هم بحث می کردیم.
3- استدلالی که شما می فرمایید، اتفاقا از دلایل متقن تو نظریه تکامل است! در واقع یکی از ارکان این نظریه ، سازش با محبط در جمعیت ها و گونه هاست که تفاوت های مثلا همین ساختار کلیه ( علی رغم شباهت های اساسی و ساختاری ) نشانه تفاوت های محیطی و نیاز های جاندار هست. اگر همه شبیه باشند که میشه نظریه ثبات گونه ها !!
1.منظورتون از {استدلالی که شما می فرمایید، اتفاقا از دلایل متقن تو نظریه تکامل است} چیه؟
2.چرا در گذر زمان مثلا بینی یک جانور از حالتی به حالت دیگر تبدیل شده؟
3.چگونه در میان گونه های جانوران صفاتی در طول زمان تغغیر میکنه؟ یا اصلا چرا باید بکنه؟(اگه جوابتون اینه که بر اثر تاثیرات محیط های مختلف جغرافیایی پس تکامل معنی نداره)
در ضمن هملوژی معتقد که ارگانیزم های زنده ای که از ساختار همسان برخوردارند از یک اصل واحد ناشی شده اند و تفاوت در بافت کلیوی جانداران در این نضریه یک تناقض است.
4.نظریه داروین شروع حیاط را از پیدایش یک سلول ساده میداند اما پیدایش نظم اولیه از یک بی نظمی غیر ممکن است. 2.این سلول ساده اولیه خود به نحو عجیبی پیچیده است. علم امروز ثابت کرده چیزی به نام شکل ساده حیاط وجود ندارد.
5.فرظیه داروین پیدایش جهان را یک تصادف میداند اما از نضر آماری پیدایش حیات در اثر تصادف محال است . مثلا در مورد پروتئینی که در هموگلوبین وجود دارد این احتمال که اسید آمینه به طرز درستی ترکیب شوند 1 در 10 به توان168 است.تازه فقط این درمورد پروتئین موجود در هموگلوبین است!!!!
6.چرا بعد از صد ها سال فسیل های بینابین که داروین از آنها سخن میگفت هنوز کشف نشده؟
7.چگونگی پیدایش اولین ذره در فرضیه تکامل چیست؟
8.فرضیه تکامل وجود خدا را چگونه بیان میکند؟
9.آیا جوابی برای کتاب اطلس آفرینش اثر هارون یحیی دارید؟
10.روح انسان جاودانه است.این جاودانگی در کجای مسیر تکامل به انسان طزریق شد؟ اگر جوابتان «پس از میمون است» باید یگویم که ساده انگاریست.
11.آیا اگر کلمه اتفاق یا تصادف را از این فرضیه حذف کرد چیزی باقی میماند؟
آخر سر باید بگم من از علاقه مندان به نظریه داروین هستم هرچند که تلاشم بر درهم شکستن این رسوایی است و اکنون هم به نظری جالب رسیده ام که هنوز مشغول کار کردن بر روی آن هستم.نظر جدیدیه فقط یه مکان برای تحقیق میخام که متاسفانه تو ایران در دسترس نیست. خوشحال میشم که شما رو ملاقات کنم هر چند که در کردستان زندگی میکنم و احتمالا شما در شهری دیگر. اگه جواب سوالاتم رو بدید خیلی ممنون میشم.
داروینیسم فلسفیِ منکر تدبیر و حکمت در آفرینش بر چند مغالطه استوار شده است:
الف) آنچه داروینیسم فلسفی به عنوان نظم انکار می کند، تصویر ساده انگارانه از نظام آفرینش و رابطه خداوند با جهان خلقت است. نظم در تصور متکلمان مغرب زمین مفهومی بشری است و بر مغالطهي قیاس با فعل بشر مبتنی می باشد. در این تصور ناظم پدیده های منظم در طبیعت، مانند بشر نسبت به افعال مدبرانه خود، به طور مباشرتی و به بیان فیلسوفان با جعل مرکّب نظم می بخشد. این تصور از دیدگاه حکیمان مسلمان از بُن ویران است و داروینیسم ویرانی این تصور را به خوبی نشان می دهد.
ب) تعارض محتوی
درباره دیدگاه استاد مطهری در حل تعارض نظریه تکامل و تفسیر قرآنی خلقت دو نکته مورد توجه است: شهید مطهری در زمره صاحب نظرانی است که با دقت و تأمل به راه حلهای پیشین از جمله روش دکتر سحابی و روش علامه طباطبائی(ره) نگریسته است.
روشی که استاد مطهری مطرح می کند نسبت به صحت و سقم نظریه تکامل بی تفاوت است. تفسیر قرآن از خلقت، به دلیل تمایز زبانی با تفسیر علمی، در عرض آن نبوده و نسبت به پیروزی تئوری خاص در علم بی تفاوت است. تمایز زبان وحی با زبان علم به چند صورت قابل بیان است. استاد مطهری با بیان اینکه قرآن داستان آدم را به صورت سمبولیک طرح کرده است، زبان وحی در تفسیر خلقت انسان را زبان سمبولیک می انگارد که تعارض با تفسیر علمی ندارد. وی در واقع، پیروزی نظریه تکامل را پیش بینی کرده و تعارض بارز شده در این فرض را از طریق استثناپذیری قوانین علمی رفع نمی کند.
به عبارت دیگر ایشان داده قطعی علوم را استثناپذیر نمی داند و این به دلیل تلائم و سازگاری اندیشه های استاد در ابعاد مختلف است. حکیم و فیلسوفی که در کتاب «البرهان منطق»، مجربات را از اصول یقینی (یقینی بدیهی) بداند نمی تواند حکم به استثناپذیری قوانین قطعی تجربی بدهد؛ چرا که قبول استثنا یعنی قبول خلاف قضیه و در قضایای یقینی (بنا به تعریف منطقیون) قبول مورد خلاف، تناقض آمیز و محال می باشد.
نظری کامل هست که تمامی ابهامات را که در گیرش میشود روشن کند. فزضیه داروین خواسته یا نا خواسته وارد مقوله دین شده پس باید جوابگو باشد.
5. نویسنده علیرضا اکبرپور on 07-01-2010 07:37 - میهمان
راستی یادم رفت بگم.
درودی دوباره روزبه جان ...اگر مایل بودید ، تابستان که کمی سرم خلوت تر میشه و فرصت نفس کشیدن پیدا می کنم با هم در این باره بحث کنیم ؟ موافقید ؟ تا اون موقع شاید انجمن های سایت هم راه افتاده باشه و راه بهتری برای بیان عقاید و تضارب آرا پیدا بشه با سپاس از توجه شما